![]() |
![]() |
|
| شاعرانه های ... |
|
به نام مهربانترین سلام این پست میخواهم یاد کنم از : لیلا اکرمی عزیزم که اینروزها به چند زبان زنده ی دنیا سکوت کرده است که بگوید... از زبان خودش : توی دنیای خدا چیز غم انگیزی نیست خواب بد دیده ای انگار گلم ، چیزی نیست! . ماندانا ابری مهربان که دوستی اش در این بازار مکاره غنیمتی است! از زبان خودم : بگو سنجاقکم هستی عزیزم بهار از خاطراتت جون بگیره ترانه یا غزل فرقی نداره بزار ابری بشم، بارون بگیره! . حمیده محمدرضا پور گل که رفته (خیلی دور ، خیلی نزدیک) درس بخواند. باز هم از زبان خودم : از نورِ تو روشن شده شب ، فانوسی! از دوستی و دوست شدن مأیوسی با درس، رفاقت کن و با دوست ، وفا... از شهرِ خودت دوری و در چالوسی
...و بعد از مدتها یک شعر جدید از من بخوانید. همین و بس!
ابر غمگین تر از بهار شدن ، حس مرموز انتظار شدن شب به یاد کسی نخوابیدن ، تا سحر بغض گریه دار شدن! تا تو برگردی و بگویی که...
در لجنزار غم فرو بروم ، ما شویم و بدون او بروم آینه چشم توی چشمم شد ، مانده بودم کدام سو بروم؟! : ساعتم توی خانه جا مانده
بغض جامانده در گلوت شدم ، هر چه دیدم فقط سکوت شدم در خودم میتنیدمت هر بار ، عاقبت تار عنکبوت شدم : من که رفتم ، فقط حلالم کن
از تو میگیرم انتقامت را ، عشق بی ربط ِ بی دوامت را من فقط اهلی ِ توام برگرد ، پهن کن توی خانه دامت را : توی نفرین مرا نگاه نکن!
منتظر ماندی و نگاه شدی ، مثل یک بچه بی گناه شدی توی چشمت دوباره برق زدم ، شب به پایان رسید و ماه شدی!! : شاید از راه ِ رفته برگردم
اوج ِ پرواز یک پرنده تویی ، پاسخ ِ گریه دار ِ خنده تویی اینکه من عاشقت شوم یا تو ، در نهایت فقط برنده تویی!! عشق و نفرت دو خط ِ منقطع اند . . .
راستی یک چیز دیگر : شعار نمیدهم اما دلم هنوز آنقدر سبز هست که بهار را حس کنم. پس برای همه ی آنهایی که دوستم دارند و دوستشان دارم آرزو میکنم یک سال خیلی خوب در انتظارشان باشد. حالا خوب را هر چه که معنا کنند...
در پناه او...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 23 اسفند1387ساعت 21:53 توسط زهره جعفرزاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
از غزل ... تا غزل ... با غزل ...
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 دی 1387 تیر 1387 خرداد 1387 بهمن 1386 آبان 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
|
RSS
|