![]() |
![]() |
|
| شاعرانه های ... |
|
به نام مهربانترین
وبلاگ انجمن شاعران جوان کرج http://shanbeha.persianblog.com
وبلاگ انجمن شعر نو آئینی موعود کرجhttp://noaeeni.blogfa.com
... و بعد ، شعر ( یک غزل دو قسمتی)
ساعتت کوک ِ اتفاقی که ، دارد از بی گدار می افتد می رود ، می رود ... و می میری ، از سرت انتظار می افتد !! فال حافظ ، صدای موسیقی ، پر شدی از ترانه ی گلپا << آینه در سپیدی مویت >> ، از هوایت بهار می افتد هی گره می زنی ، گره ، شب را ، هی گره می زنی به فردا که – می شود او دوباره برگردد ؟! می شود او ، دوبار ... / می افتد – از سرت این سوال تکراری ، توی غم واژه های خیسی که در همین اتفاق می میرد ، توی این گریه دار می افتد ! مثل یک تیغ کهنه می مانی ، روی رگهای ماجرایی که می رود خودکشی شود اما ... ، بی رمق پای دار می افتد ***** زندگی می شوی ته دردی ، مثل افتادن از هوا به زمین مثل نه ماهگی ِ زن در درد ... ، << مثل احساس ِ مردگی ِ جنین >> زندگی می شوی ، و این یعنی : هی بمیر و بمیر و راحت شو! شک نکن نه ! به این که : من مردم ؟! ، شک نکن نه ! به این صدا به یقین هی بگیر از خودت سراغت را ، هی سرت را بزن به دیوارو هی بچرخ و بچرخ و گیجت شو ، توی این واژه ها بیا بنشین ! مثل منگی ِ بعد بد مستی ، می روی تا ته فرا موشی زندگی می شوی ته سیگار ، وقت افتادن از لب ِ هروئین ...! [ روی یک تخت کهنه ی چوبی ، هی عقب می روی ، عقب ... و زمان مثل گرگ گرسنه می بلعد ، خاطرات تورا ... تو را ، و ... همین !! ]
در پناه او ... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 16 آبان1385ساعت 21:45 توسط زهره جعفرزاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
از غزل ... تا غزل ... با غزل ...
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 اسفند 1387 دی 1387 تیر 1387 خرداد 1387 بهمن 1386 آبان 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
|
RSS
|